در خــود شکستـــــ ـم و تــــــو ؟! صــــ ـدای قهـقهـه هـایت دنیــــ ـا را لـرزانـــــ ـد ,قـانــــــ ـون طبـیـعـت است موج وقتـی ســــــــ ــرش به سنـگ میخـــورد در خود می شـکنـ ـد و ســـ ـاحل کف می زنـــــــــــــ
کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت
چه تفاوت است که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون شد و رفت
روز میلاد همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
پسری که ساده یک روز کبوتر شد و رفت
برچسب:
نویسنده: nini